
آنقدر دوستت دارم که به هیچ چیز به جز تو در زندگی فکر نمیکنم.....
زندگی را تنها یک خواب میبینم ولی تو را مثل یک حقیقت شیرین میبینم!
عاشقی را در ذهنم تنها یک حادثه تلخ میدانم ولی تو را یک خوشبختی و یک نفسی دوباره میدانم.! عشق را هیچگاه نپذیرفته ام
اما با بودن تو نه تنها عشق را میپذیرم بلکه خودم را
مجنون تر از مجنون قصه ها میدانم!
عزیزم میدانم که در انتظار دیدن من می باشی و این لحظه ها برایت خیلی زیبا
و این روزها برایت خیلی شیرین هست پس بدان که این لحظه های قبل از دیدار تو
برایم زیباتر از لحظه گل شدن شاخه ای خشک می باشد!
تو برایم از همه زیبایی های دنیا زیباتری و از همه مردمان دنیا عزیزتری!
تو برایم یک قبله گاه امیدی ، میپرستم تو را تا تمام امیدها و خوشبختی هایم زنده
شوند! تو را می پرستم همچو خدای خویش ، میپرستم تو را تا زمانی که جان دارم و زنده ام ! اگر روزی فرا رسد که دیگر عشقی در وجودم نباشد
آن زمان بدان که من یک کافر می باشم !
عزیزم برایت می نویسم از عشق ، مینویسم تا مثل یک خاطره در ذهنت بماند !
همه احساساتی که تو میخوانی از این دل شکسته من است ، پس بخوان چون همه
اینها حرف دل عاشق من است ، بخوان که نویسنده آن ،
این قلب پر از امید من هست!
همه دلخوشی من تویی ، همه دلخوشی من آن دستهای گرم تو هست ،همه
دلخوشی من آن قلب مهربان تو هست و همه دلخوشی من آن صدای زیبای تو
هست! اگر مرا از یاد ببری ،اگر آن دستهایت را از من دریغ کنی ،
اگر آن قلب مهربانت را از من بگیری و اگر روزی فرا رسد
که دیگر صدایی از تو نشنوم آن زمان بدان که دیگر من در
این دنیا وجود نخواهم داشت ! بدان که آرزوهایم همه بر باد رفته اند، بدان که زندگی برایم بی مفهوم شده است و بدان که از خستگی
و از نا امیدی به آن دنیا سفر کرده ام!
این دفتر عشق ، با تمام متنهایش وتمام احساسات پاک و عاشقانه آن برای تو هست و آن را مدتی است که به تو تقدیم کرده ام ، و تا زمانی که عشق من باشی و زندگی من باشی آن را با احساسی پر از عشق باز نگه خواهم داشت

کنار آشنایی تو آشیانه میکنم
فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم
کسی سوال میکند برای چه زنده ای
و من برای زندگی تو را بهانه میکنم...

هرگز تو را فرموش نخواهم کرد حتی اگر مرا از یاد ببری
و هرگز از تو رنجور نخواهم شد
چرا که تو را دوست دارم
دیوانه وار عاشقت شدم
چرا که مهربانی را در وجودت دیدم
با چشمانت وجودم را دگرگون ساختی
و اگر تو نبودی هرگز عاشق نمی شدم
نه تو از عشق من دست میکشی
و نه قلب من از عشقت روی گردان می شود

ازبین پروانه وپروانه وپروانه
من انتخاب کردم
پروانه!!
ازلای من،تو وعشق
ما انتخاب کردیم
عشق!!
از داخل دریا،چشمانت وزندگی
انتخاب کنیم
رستگاری!!
درتنت می خوابم و
می گویی به ماه خوابت را
که بر کشتی نشسته ای وتشنه ای
بر من
در من غرق می شوی!!
چشمم راببین که چگونه می دود
شب را به زیر پتو می برم
درون چشمانم
درون تنگ ماهی

تقدیم به بهترینم
با تو بودن همیشه پر معنا ست
بی تو روحم گرفته و تنهاست
با تو یک کا سه آب یک دریاست
بی تو دردم به وسعت صحراست
با تو بودن همیشه پر معناست
با تو آسان هزار کار خطیر
با تو ممکن جهان با تقدیر
بی تو با غم برهنه همچو کویر
با تو یک غنچه دشتی از گلهاست
با تو بودن همیشه پر معناست
ای تو تعریف نا پذیرترین
بی تو من کوچک و حقیرترین

تو را به دادگاه خواهند کشید....
شاید به حبس ابد محکوم شوی
جزییات جنایتت معلوم نیست
اما
اثر انگشتت را...
روی قلبی شکسته یافته اند
!!!!!!!!!!!

عشق من سلام
شعر چه کسی رو واست بنویسم وقتی آسمون تویی – ستاره ش تویی – باغچه ش تویی – گلش تویی – ایوونش تویی – بارونش تویی – لیلیش تویی – مجنونش تویی – فواره ش تویی – گلدونش تویی اصلا همیشه همش فقط تویی.
دلم میخواد یه جوری زندگی کنم که آدما بهش میگن عجیب ... فقط به تو سلام کنم فقط با تو حرف بزنم فقط واسه تو دعا کنم دستم فقط تو دست تو باشه.
دیدی گل سرخ وقتی میخواد واسه پروانه ها جا باز کنه دیواره های قلبش ناخواسته ترک میخوره من اونجوری دوستت دارم .
خیلی آروم واست مینویسم نبینم دلت از من بگیره نبینم واسه من اخم کنی واسه دیگران بخندی .
آخه تا عاشقت شدم شاعرم کردی خودت نوشتی بازم برام بنویس .
خلاصه که حسابی رو اسم همه خط کشیدی رو تموم شماره های جدول دلم عمودی افقی اون خونه سیاها اون حرفای جا افتاده به خدا همش تویی آخه من از دست تو چیکار کنم ؟
قول میدم زود یاد بگیرم همونی بشم که تو میخوای مثل حال و هوای آسمون .............
یه وقت نم نم یه وقت رعد و برق یه وقت تگرگ گاهی هم آفتابی ......
بستگی به چشمای تو داره اینجوری خوبه؟
کسی که راه رسیدن به تو رو بلد نیست .
يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است
عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم
وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است

اگه يه روز1000 نفر بهت گفتند دوستت دارن،بدون اوليش منم. اگه يه روز100 نفر بهت گفتند دوستت دارن،بدون اوليش منم. اگه يه روز 10 نفر بهت گفتند دوستت دارن،بدون اوليش منم. اگه يه روز 1 نفر بهت گفت دوستت داره، بدون اون يه نفر منم. اگه يه روز بهت گفتند كسي دوستت نداره،بدون من مردم

اگر دستم به ستارهها مي رسيد يکي از آنها را برميداشتم و تو را به جاي آن مي گذاشتم تا بداني که تک ستارهي زندگي مني.
دوستت دارم براي اين لحظه تا همهي عمر... هرچند که يک عمر براي اين عشق بسيار ناچيز است....

دوستت دارم
عقربه هاي ساعت رو به مشرق يخ بسته اند. چشمانم سکوت کرده اند. فقط نيمي از بلور مهتاب در آسمان پيداست و نيمي ديگرش را ابرها به اسارت بردهاند. دلم هواي تپيدن با ستارگان را دارد و چشمانم هواي باريدن با ابرها. در چشمان سبز تو خيره ميشوم و مرغان بازيگوش نگاهت را به لبخندي شادمانه پرواز ميدهم و خود عاشقانه بر ساحل چشمانت مي نشينم. تو پلک بر هم ميزني و هر بار فصلي از خاطره هاي سبز من مرور ميشود. زمان ميوزد و در مسير ثانيهها خاطرات من تبخير مي شوند. دشتي از حرف و باغي از کلمه ها دارم، اي دوست! هر چه بنويسم و بگويم کم است فقط ميتوانم قلبم را بشکافم و قطره خوني را به عنوان «دوستت دارم» تقديمت کنم.

دوستت دارم چون از زندگي و دنيا گذشتهاي
دوستت دارم بيشتر از معناي واقعي كلمه دوست داشتن!
دوستت دارم چون تو ارزش دوست داشتن را داري!
دوستت دارم چون تو نيز مرا دوست مي داري!
دوستت دارم همچو طلوع خورشيد در سحر گاه عشق!
دوستت دارم همچو تكه ابرهاي سفيدي كه در اوج آسمان آبي در حال عبورند!
دوستت دارم چون تو را ميخواهم و تو نيز مرا ميخواهي!
دوستت دارم از تمام وجودم، با احساس پر از محبت و عشق!
دوستت دارم بيشتر از آنچه تصور مي كني!
دوستت دارم، همچو رهايي پرنده از قفس و پرواز پر غرور او در اوج آسمان ها،
همچو امواج دريا كه آرام به كنار ساحل مي آيند و آرام نيز به دريا مي روند،
همچو غنچه اي كه آرام آرام باز مي شود و گل مي شود،
دوستت دارم همچو چشمه اي در دل كوه كه آرام جاري مي شود بر روي زمين و تبديل به آبشاري مي شود كه از دل كوه سرازير مي شود!
دوستت دارم همچو مهتابي كه شبهاي تيره و تار را با حضورش پر از روشنايي ميكند!
دوستت دارم همچو باران! باراني كه تن تشنه دنيا را جان ميدهد و ميشويد!
دوستت دارم چون چشمانت اين حقيقت قلبم را باور دارد!
دوستت دارم، چون تو آخرين اميد زندگي مني، و لياقت اين دوست داشتن را داري!
دوستت دارم تا حدي كه قلبم و احساسم ظرفيت اين ابراز دوست داشتن را نسبت به تو داشته باشند!
دوستت دارم، چون با باوري عميق در قلب من نشستي و مرا هدف و اميد زندگي خود قرار دادي!
دوستت دارم چون از زندگي و دنيا گذشته اي تا با من بماني!
دوستت دارم چون نگذاشتي حتي يك قطره اشك از چشمانم سرازير شود!
دوستت دارم چون كه ياري ام ميكني تا از اين سيلاب زندگي به راحتي عبور كنم و خودم را در دشت آرزوهايم همراه با تو ببينم!
دوستت دارم فراتر از باور يك رويا و فراتر از باور يك حقيقت!
دوستت دارم، چون با اطمينان و اعتماد كليد قلب سرخ و پر از عشقت را به من دادي!
دوستت دارم چون كه با احساس پر از صداقت، قلم سردم را بر روي كاغذ زندگي ميكشم و اين شعر و ترانه ها را برايت مي سرايم!
مجنونم از مجنون عاقل تر، و ديوانه ام از فرهاد عاشق تر!
نگاه به قلب كوچك و پر از درد من نكن كه همين قلب يك دنيا عشق و محبت در آن نهفته است!
نگاه به چشمهاي آرام و خسته من نكن، اين چشم يك دنيا اشك در آن است!
نگاه به چهره پريشان من نكن، اين چهره، عاشق چهره توست!
دوستت دارم چون كه تو اولين و آخرين معشوق من هستي!
دوستت دارم چون زماني كه دفتر عشق را مي گشايي و ميخواني با خواندن نوشته هايم اشك از چشمانت سرازير مي شود.
دوستت دارم چون از زندگي و دنيا گذشتهاي تا با من بماني....!

نرو!!
نرو !! تنهايم نگذار، من تحمل رفتن و ترک کردن کسي را که دوست دارم، ندارم
من حسرت کشيدن و دوري و اشک ريختن چشمهايم را نمي توانم فراموش کنم
مي گويي برميگردم. من نميگويم تو دروغ ميگويي ولي من به روزگار اعتماد ندارم
در لحظه اي که فراموشم کردي بدان که من ديگر نميتوانم زندگي را ادامه دهم!


دوستت دارم
شاید باز هم همان ملال همیشگی تو به سراغم آمده اینبار فقط قطعه ای کوچک برایت می نویسم چون بغضم بیش از این امان نمی دهد
من تورا از کوچه های حسرت گرفته ام
از تمام شب های تنهایی
از لحظات تودرتوی دلهره
از عذاب دقایق بی کسی
از تمام سالهای ...............
بگذریم
یک کلام دوستت دارم

نظر یادتون نره
ادامه مطلب